تک درخت زندگیم سوخت بگذارجنگل بسوزد عاشقشم |
|||
چهار شنبه 25 بهمن 1391برچسب:, :: 22:6 :: نويسنده : محمدرادی
روزگار، ما را به جایی رسانده که به پراید نامه بنویسیم. (فکر کن!) پراید عزیزم، شنیدهام مرز هجده میلیون تومان را رد کردهای.ای قشنگتر از پریا از این به بعد، انصافا، تنها تو کوچه نریا. چون با این وضعیت زورگیری، اختلاس و… کلا بچههای محل دزدن و خدای نکرده زبانم لال یکجا تو رو میدزدند. ای تراول چک متحرک، ای هر دور لاستیک تو شیش ماه کار کردن من، ای که دیروز در حد غضنفر بودی و امروز اما یک پا «ارزو» شدی. همینطور که در خیابانها حرکت میکنی و از مردم دل میبری به جان مسوولان با بالا گرفتن برف پاککنهایت دعا کن. آنها و فقط آنها چنان در حوزه اقتصاد کیمیاگری بلد بودند، که توانستند نه مس، که لگنی مانند تو را طلا کنند؛ طلای هجده عیار! باز من نمیدانم چرا این مردم ناسپاس از مسوولان انتقاد میکنند. قیمت پراید امروز، قیمت زانتیای یک سال پیش است. آیا این امر به راحتی به دست میآید؟ این دوستان ناممکنها را برای ما ممکن کردهاند. ای الهی آخ و همینطور بچهها متشکریم از بیخ. نظرات شما عزیزان:
موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() |
|||
![]() |